قدرت احمد بن حافظ
18
بهج الحذاقت ( فارسى )
همچو تنگى سينه و عروق و خفاى عروق و صغر نبض و كوتاهى اطراف و پوشيده بودن مفاصل قسم ششم انفعال اعضا اى قبول كردن اثر پس جلد قبول كردن اثر از هر كيفيتى كه باشد دليل غلبه آن كيفيت است چنانچه زود گرم شدن عضو از حرارت دليل بر حار بودن مزاج اوست و قس على هذا قسم هفتم افعال طبيب پس كمال افعال از اعتدال باشد و نقصان و بطلان آن از برودت و تشويش سرعت آن از حرارت و درنگى آن از برودت قسم هشتم نوم و يقظه پس زيادتى خواب از برودت و رطوبت باشد و كثرت بيدارى از حرارت يبوست و معتدل از اعتدال ف [ درباره نوم ] بدانكه نوم عبارتست از رجوع روح نفسانى بسوى باطن براى استراحت و هضم غذا و يقطه عبارتست از ريختن روح بسوى آلات حس و حركت اى اعصاب قسم نهم فضول مندفعه همچو بول و براز و عروق تيزبو قوىرنگ از حرارت باشد و ضد ان از برودت دهم انفعال نفسانى پس قوت و سرعت و كثرت آن از حرارت و تبلد آن از برودت و ثبات آن از يبوست و سرعت زوال آن از رطوبت و نامردى دليل برد است و ضعف قلب و بىشرمى و زودرنج و جرات دال بر حرارت مزاجاند و تيزى و كثرت كلام و سرعت و اتصال آن از حرارت باشد و كثرت حياء و وقار از برودت و اللّه اعلم ف [ علامات امزجه ] بايد دانست كه اينهمه علامات امزجه حيليّهاند و علامات امزجه عارضيّه هم اينست اگر عارضى باشند و مضرت رسانند پس اگر مزاج عارضى بادى باشد و خر و نخس اى خليدنى همچو نيزه و چوب و قلت ثقل و ان را صفراويت است و بر دمويت ثقل زائد و سرخى و تمدد و انتفاخ بدن دال باشد و بر بلغميت سپيدى رنگ و قلت عطش و كثرت ريق و نعاس اى آب دهن و پنگى و گرانى زائد و بر سوداويت خشكى بدن و بيدارى و گرانى كم دلالت كند و خوابهاى پريشان نيز بر نوع ماده دال باشد پس ديدن حيات ؟ ؟ ؟ زرد و آتشين و شعلهناك دال بر صفرا باشد و ديدن چيزهاى سرخ بر خون و ديدن آبها و سردى و ؟ ؟ ؟ رعد بر بلغم و ديدن چيزهائى سياه و دخان و خوف بر سودا دلالت كند و گاهى برين همه با سن و عمر و شمر و فصل و تدبير و خدم دلالت كند و اما علامات امراض تركيب بس بعضى از ان جوهرىاند اى خلقى چنانچه پست شدن سردالى ؟ ؟ ؟ فساد شكل دماغ و ؟ ؟ ؟ سپن بودن معده باشد و بعضى عرضى باشند و بعضى افعالى پس اگر افعال سيماند صحت كامل است و الا بر برودت تركيب دلالت كنند و اگر افعال مشوش باشند دال بر حرارتاند و برودت